سبز تویی...

شعر از نادر سهرابی

 دستم به دامنت باد

مرا به کوچ خون بسپار

مرا به کوچه ایی بی نام اطراف ازادی

ببین

نردبان با حضور این همه پله

سر از کار اسمان در نیاورده

ببین

این کشتگان بر دامن کوچه

شیر خوار سینه ایی بودند

که وسعتش کویر بود و

آوازش

نا مه ایی سرگشاده بر اندام پرچم ها

ببین

کو  چه  ها باریکن    دو  کونا  بستس

همیشه حرف های خیابان گران تمام می شده انگار

از دیدن خسته ایی

من

رفته بودم در حرف های پنجره بی پرده گی کنم

شاید این جمعه بیاید بخوانم                شاید

شهیدای شهر بخوانم                      اما

دیگری

رفته بود سنگ بیاورد

سر بیاورد از جنگ های ناشیانه

پی التماس ببر بی نگاه

اهوی بی دندان

آنها

می خواستند ببینند چند نفر برای سحر کردن صبر

خواب دیدن ماه

سنگر بیاورند

با نامی که پشتش بخش می شدند

و چهره ایی شبیه ناگهان

از شنیدن خسته ایی

فقط همین چند کلمه

این ندای افتاده بر نقشه

نام شعرهای از اینجا به انتها

نای ندارم

چشم بی سرانجام

دهان طبق معمول

زبان آخرین بار

امروز

بچه ها می خوابیدند و می گفتند

منتی که امسال برف سر کوه گذاشت

تا زمستان سال های آینده آب نخواهد شد

دستم به دامنت

باد

 

 

/ 6 نظر / 6 بازدید
امیرحسین

سال آینده که هیچ این منت تا سالیان دراز آب نخواهد شد . . .

سهیل نصرتی

سلام این شعر را پیشتر خوانده بودم منتظر نقد شما [گل]

نادر سهرابی

خورشید را گذاشته/ میخواهد با اتکا به ساعت شماطه دار خو یش/ بیچاره خلق را متقاعد کند /که شب /از نیمه نیز بر نگذشته است. (چنین گفت بامداد خسته)

زکریا

سلام. بالاخره آپ شدی؟ خوب کاری کردی. این برای من نشانه آن است که تو هنوز زنده ای. اندوه غریبی بر دلم سنگینی می کند. بوی پاییز می آید. این به قول جاودان یاد اخوان، پادشاه فصل ها، برای من همیشه فصل دلتنگی های بی بهانه است. کاش با من حرف بزنی.

فواد گودرزی

پریسای عزیز سلام از حضورت ممنونم رفتار ما با عرصه سیاسی کشورمان در صد سال اخیر مثل کسی بوده است که پای کامپیوتر می نشیند اما هربار که سیستمش هنگ می کنداز سر بی سوادی ( دقیقا مثل خودم ) راحت ترین کار را انتخاب می کند : ریست اما باید توجه کنی که این راحت ترین کار است نه بهترین کار . خردمند آن کسی ست که کمی به خود زحمت می دهد علم می آموزد مشکل کامپیوتر را پیدا می کند و آن را برطرف می نماید . ریست کردن کامپیوتر شاید به ظاهر مشکلی را حل کند اما از درون آسیب هایی را به آن می زند که در نهایت نتیجه ای جز ویرانی و انهدام نخواهد داشت . جامعه ایرانی تاکنون نتیجه مطلوبی از رفتارها و شیوه های انقلابی خود نگرفته اگرچه تمامی آنها اهدافی مقدس داشته و دارند . درواقع من با کسانی که به انقلاب به عنوان راه حل مشکلات کنونی فکر می کنند در روش مشکل دارم نه در اهداف . آن نردبانی را که به قول نادر -با حضور اینهمه پله سراز کار آسمان درنیاورده - باید پله پله پیمود . در ضمن شعر نادر بسار زیبا و موثر بود امیدوارم قدر خودش را بداند درود

ترتیزک

تشدید رویکرد زبانی شاعران از اواسط دهه هفتاد به بعد باعث غفلت عده کثیری از انان از محتوا گردید چنانکه بداهه نویسی وحذف معنا در ساختمان بندی های خاص محل توجه شاعران شد که تعدد تولیدات از ان دست وحتا تا کنون خود شاهد بسنده ای بر این مدعاست حال اینکه استعمال مولفه های مشترک وشباهت نوشتاری ومتعاقبا حذف فردیت ها در ملازمت فقدان معنا ، صلب اعتماد مخاطبان را به همراه داشت با این همه عده ای از شاعران نیز خویشتن داری کرده وبا عنایت واشراف بر حدود وثغور شعر معاصر وبحران مخاطب ونیز درک ودریافت تمنیات مخاطب با کنکاش در روزمرگی ومظاهر وجوانب اکناف خویش در تلفیق والتقاط تاریخ واسطوره ونیز اشنایی زدایی ازمضامین مطرود و رفتار مالوف کلمات به برساختن شعری تاویل مند اهتمام ورزیدند : به روزم ومنتظر.