این مدته نمی دونم چرا هی تو این صفحه شرو ور می نویسم. مثلا خودمو آروم می کنم که بگم هستم ، حالم خوبه و هیچ اتفاقی نیافتاده . بعد این جمله ی مسخره رو هی تکرار میکنم " زندگیه دیگه " به گور پدرش خندیده که زندگیه . چی کارش کنم ؟ یه وقتایی دوست دارم بگم نمی تونم ولی نمی دونم چرا این مغز لعنتی باورش نمی شه . دوست دارم بی خیال شم و مثل آدمها عادی زندگی کنم. عاشق آدمهای معمولی بشم اصلا همین پسر های مو سیخ سیخی دلقک . بیا می بینی حتی تو یه نوشته ی چند خطی هم نمی تونم خودمو نگه دارم . من غمگین و عصبانی ام . از آدمای اطرافم که فقط باید خوشگل کنی و سکسی راه بری تا ببیننت . گور بابای همشون می خوام نبینن ولی که چی خودمم خوب می دونم همشون همینجورن . حتی اونی که روشنفکره به خیال خودش یا خیال خودم . یه وقتایی می گم بیا فکر کن رو کره ی ماه داری زندگی می کنی ، هیچ کس دوروبرت نیست ولی توام که به کسی کار نداری اونا باهات کار دارن . طرف می آد اونقدر می پلکه دوروبرت که عاشق شی بعد که احساس لعنتی ات جون گرفت یهو با سر می خوری تو دیوار چرا ؟ چون اون آدمم مثل همه دروغ می گفت ، ادا می اومد و کلا فیلم بازی می کرد . نه که خودش بدونه ها نه . خودشم فکر می کنه تک عاشقه کره ی زمینه ولی نمی دونه داره لهت می کنه ، داره حالتو بهم میزنه چون اصلا نفهمیده چی می گی . اگه مثل دخترهای دیگه لباتو قرمز نکنی ، روز و شب سگ دو بزنی که به چیزی که می خوای برسی ، با کلمات بازی نکنی و لوندی نکنی تازه یادش می اوفته چرا مثل دختر های دیگه نیستی . یادش می ره که اون موقع که پی ات موس موس می کرد به قول خودش از همین چیزات خوشش می اومد . خوب می دونم چرا این خزعبلات و می نویسم. پریسا تو عاشق شدی . بعد اینهمه مدت تو عاشق شدی و حالا می ترسی اینم مثل تجربه ی دردناکی باشه که کردی واسه همین ترجیح می دی اصلا عاشقت نباشه . اصلا نفهمه و همه ی اون فکرو خیالا راجع بهش درست باشه که ... آره من وحشی ام ، عصبانی ام و اگه عاشق باشم می ریزم تو خودم ، به زبون نمی آرم . هزار تا حرف می زنم و دست آخر اون حرفی رو که می خوام نمی زنم ولی تو لعنتی باید بفهمی که عاشقتم ، باید بفهمی عاشقتم و خودتو بکشی کنار، بری دور دور دور جایی که حتی رویاهامم بهت نرسه تو باید این کارو بکنی تا دوباره شکست نخورم یا لااقل بفهمی و بهم بفهمونی که اونی که فکر می کردم نیستی . بهم بگی که ایمان و اعتمادم بهت خریته . من دیگه نمی خوام به مردی اعتماد کنم ولی چرا ؟ خود لعنتی فارغت بگو چرا دارم بهت اعتماد می کنم با اینکه اینهمه دورم ازت؟ کاش می شد همیشه چشمامو می بستم. همیشه سکوت بهترین راهه. سکوت بهترین راهه . سکوت...

/ 5 نظر / 16 بازدید
صحابه...

سلام.. ترانه مو کامل کردم.. دوست داشتی بخونش... ... همیشه هم سکوت بهترین راه نیست... دنیا وفا ندارد ای نور هردو دیده....

صحابه...

سلام.. ترانه مو کامل کردم.. دوست داشتی بخونش... ... همیشه هم سکوت بهترین راه نیست... دنیا وفا ندارد ای نور هردو دیده....

صبا کاظمیان

درود خانم سردشتی عزیز به شاعرانه های باد فرامی خوانمتان[گل]