برای 2 اردیبهشت

دامن کشان همی شد در شرب زر کشیده

صد ماه روز رشکش جیب قصب دریده

از تاب آتش می برگرد عارضش خوی

چون قطره های شبنم بر برگ گل چکیده

لفظی فصیح شیرین قدی بلند چابک

رویی لطیف زیبا چشمی خوش کشیده

یاقوت جان فزایش از آب لطف زاده

شمشاد خوش خرامش در ناز پروریده

آن لعل دلکشش بین وان خنده ی دل آشوب

وان رفتن خوشش بین وان گام آرمیده

آن آهوی سیه چشم از دام ما برون شد

یاران چه چاره سازم با این دل رمیده

زنهار تا توانی اهل نظر میازار

دنیا وفا ندارد ای نور هر دو دیده

 تا کی کشم عتیبت از چشم دلفریبت

روزی کرشمه ایی کن ای یار برگزیده

گر خاطر شریفت رنجیده شد ز حافظ

بازآ که توبه کردیم از گفته و شنیده

بس شکر باز گویم در بندگی خواجه

گر اوفتد به دستم آن میوه ی رسیده

 

این روزها مثل متولدین بهارم ‘ بوی عید می دهم و برف روی شانه هایم میان بهمن نگاهت سلام می دهد به روز‘ ذوب می شود و بعد جاری میان ماهها . لبخند بزن ‘ ماه در تو حلول کرده و من چرخ می زنم در اطراف صدات . دست برده ایی در قواعد زمین که من اینچنین برف دارم میان شیارها. وقتی از اوایل تاریخ سرک می کشیدم میان اردیبهشت ‘ سرگردان ‘ از چرخش روزگار و نام زن ‘ پناه بردم به ماهم و با هر تولد دورتر می شدم از زمین - که نشانم بود- حالا تحویل می شوم با ماه ‘- با اینکه هنوز برف دارم از بهمن نگاهت -و می رسم به اردیبهشت . آماده ی پذیرشم که بارور شوم از تو . سلام کن که از برکت کلمه بیرون بریزم از خودم و پهن شوم در اطراف صدات.

سلام کن

/ 1 نظر / 12 بازدید
محمد

دوست داشتن کساني که دوستمان مي‌دارند کار بزرگي نيست، مهم آن است آنهايي را که ما را دوست ندارند، دوست بداريم آگهی رایگان http://www.9rang.com