...

حالا هنوز

 بر تن هر ترانه   قامتی ممنوع  و دلی نگران ست

که آیا

در اندام منتظر یک مسافر چه خواهد شد ؟

که آیا در تنی به شب آلوده

و در جهانی که آسمان دیر می کند

پرنده در کدام  رگ از راه می رسد با شراب ؟

 

آن روز

آن روزهای خوب 

 در احتمال پرواز بودیم

که به بال های کبوتر ریختیم و

                                  آسمان را محاصره کردیم

چیزی به ماه نمانده بود

که میلی از دست ها عقب نشینی کرد و رفت

ما به عقب برگشتیم و نگاه کردیم

که چگونه تعادلی از بال هایمان می گریخت

و چقدر تحمل مرگ همه چیز

از دور آسان تر است

وقتی حتی در سینه

                از همه چیز شکست می خوری

 

حالا هنوز در تنی به شب آلوده

کسی جای خالیش را نشان می دهد

و در شکاف های تاریکش

آسمان برای همیشه دیر کرده است

و دیگر چه فرق می کند

تحرک عضوی زنده   در تاریک

وقتی در سیاه

همه چیز با هم برابر است

چگونه در هر ورطه

عده ای به تماشای تو اعتراف می کنند

تو را که در خودت

                          نا پدید شده ای با رنگ هات

ما اینجا تکانی نمی خوریم

یا کسی تکانمان نمی دهد

چقدر احتمال تجزیه می رود

وقتی تو از راه  نمی رسی

وقتی در هیچ رگی از راه نمی رسد با شراب

پرنده ای که آن روز

                           در سینه هایمان شکست خورد

                              

                               شعر از فرشید جوانبخش

/ 7 نظر / 4 بازدید
ونوس رستمی

سلام دوست گلم... وقتی جلوتر میری همه چیز بنظر مثه قبله.اما در اصل هیچی مثه قبل نیست... همه چی عوض شده. چرا اینقدر ذهن خاطره خوانت نامیده؟ میشه بچه ها رو دید.میشه....اما خب سخته... ما خوبیم.دلمونم برای تو و همه ی همه چی تنگ شده.... شاد باشی و امیدوار

ونوس رستمی

"هو" فرهنگسرای سلامت برگزار می کند: برای یادآوری مهر در لغت نامه ها و کتابهای تاریخی در جشن مهرگان منتظر حضور شما هستیم. شب شعر مهرگان موضوع:آزاد نحوه ارسال آثار: 1)حضوری(روابط عمومی فرهنگسرای سلامت) تلفن:2-77491491 2)ایمیلyek-nimkat@yahoo.com مهلت ارسال آثار:17مهر88 زمان مراسم 21 مهر-ساعت4:30 آدرس:میدان رسالت-خ هنگاهم-بلوار دلاوران-خ آزادگان-جنب شهروند-آمفی تئاتر فرهنگسرای سلامت

طلایه

براي شب هاي آفتابي و روشن تنگه تنگه تنگه تنگه دلک من ________________________ سلام پرسا جان لینک وبلاگم گذاشتم.دوست داشتی می تونی ببینیش بازم بهت سر می زنم [ماچ]

نادر سهرابی

از چی بنویسم از اینکه هرچی تو اسم بچه های اشراق گشتم خودم و پیدا نکردم منم بودم نه؟ تو هم مثل همه منو ندیدی اما من همه رو میبینم شهر زاد صحابه تو برادرم فرشید فرزاد علی مهران کیانوش ونوس ویدا فواد فواد پدرمون علیرضا احسان سارا مهدی نیاکی مسعود جنتی همه من نبودم؟ مهدی نیاکی رو نمیدونم گرفتند یا نه به موبایلت هم زنگ زدم اشغال بود من هم داغونم فرقم با بقیه ی داغونا اینه که :شبا میخونم (اگر چه چند تا آیه) شاید شعر جدید رو وبلاگم بزنم همین یه جایی یه شاعری گفته بود: آنروزها رفتند آنروزهای خوب آنروزهای سالم سرشار آن کوچه های گیج از عطر اقاقیها آن آسمان پر از پولک

صحابه..............بابایی

سلام این روزا هرکیو میبینم دلتنگه.......... و من هم...... از دست روزگار خیلی شاکیم .... وبا خدا یه کم جرو بحث دارم ...و با خودم هم..... میگم تقصیر منه؟؟؟؟ روزگاره؟؟؟؟؟؟؟؟ اینه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اونه؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خدا پس چرا...........میگن کفر نگو دختر... فکر کن ... بیشتر فکر کن ... د آخه بابا اگه عقل ناقص من قد میداد که با خدا بحث نمیکردم ..... دلم برات تنگ شده پریسا..... و برای خیلی از اون لحظه ها و آدمایی که گفتی ......... هر کدومشونو انگار بعد از هزار سال دوری دارم میبینم وقتی که میبینمشون...... ببین ادما چقدر تنها شدن که برای درد دل به یه همچین فضای مجازی و سردی پناه میارن!!!!!!!!!!! ببین چی به سرمون داره میاد.............. خدا.....خدا... وقتشه دیگه.... یه حالی بده .... نه از اون حالایی که فقط حکمتشو خودت میفهمی ..... یه کم از دریات تو پیاله ی ما بریز.... یه جوری که مستیش حالیمون شه.... . شاعر میگه:............... اگه بارون عزیز باتو بودن میگرفت گل سرخ قصه مون تشنه ی شبنم نمیشد............. اگه همصدا بودی ........... آخ اگه همصدا بودی ............. تو اگه مونده بودی .... موندنی ترین بودم......... عمر ص

صحابه..............بابایی

سلام........ آره..... میدونم...... این روزا خیلیا به این روش آدمو میپیچونن... یعنی با کلمه ها بازی میکنن من فکر میکنم یه وقتایی ادم باید حرفاشو بزنم ..... چه کسی باشه بفهمه چه نباشه ... بعضی حرفا رو اگه تو دلت نگه داری گندی میزنه به دلت و حال و روزت که نگو... همه چیزو به هم میریزه ....آها.... مثل زباله هایی که اگه ساعت 9 نرن تو کوچه بوشون خونه رو برمیداره و میدونی که کسی به زباله ها نگاهم نمیکنه. فرقی نداره از کدومخونه اومده باشه بیرون .... بعضی حرفا این مدلین..... اما باز یکی پیدا میشه که توشون دنبال یه چیز به درد بخور بگرده ....... میگیری که؟!؟!؟!؟!؟ ... .... به هر حال ..... دور گردونه....... یه وقتایی جو میگیرتشو همه چیزو قاطی میکنه.....بس که تند و کند میشه چرخش .... اما این دل نباید سنگ چین شه... یه روز به خودت میای میبینی که همه آدما و خاطره ها و خوشیا و خودتو دل اورجینالت پشت یه دیوار چینی موندن که نگو... .... ما اشراقیا .... به نظرم یه ذره ...هر قدر هم که ناب و اصیل باشه تا وقتی که از ذرات دیگه جداست یه جز, بلاتکلیفه...اشراق بدون ذراتش؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ذره هایی که ساز مخالف میزنن حجم اصلی که بهشو

شوری ضرابیان

برایت دعا می کنم که خدا از تو بگیرد هر آنچه که خدا را از تو می گیرد... ( دکتر شریعتی ) میدونی چرا اینو از دکتر نقل کردم چون "اگر تنهاترین تنها شوم باز هم خدا هست" ( دکتر شریعتی ) دلت گرفته ، دل منم همیشه گرفته ، هرموقع خواستی شاید نتونم دردی دوا کنم ولی شنونده ی خوبیم ...