از عاشورا تا عاشورا

نزدیک بود نه دورهای تاریخ . همین دیروز، صحرا نبود خیابان بود . تشنه اما به دنبال آب نبودند . ظهر نبود اما آفتاب به بالای سرشان نزدیک و نزدیک تر می شد. دهم نبود اما عاشورا می گفتندش . زیر سم اسبان نه چرخ ها در انتظار زیر گرفتنشان بود و مظلوم بودند اما خدا صدایشان را شنید بی آنکه به نماز ایستاده باشند . شب که باز می گشتم اما خیابان بوی خون می داد 

خون آن چیزی است که از عاشورا تا عاشورا همیشه تکرار می شده... 

............................................................................................

ترانه ایی تقدیم به این روزها 

انگار باید از تو جدا می شد

قلب خسته و دل غمگین

بودن تو با من نیست

کوه خسته و دل سنگین

حرف رفتن نیست   باید

من دوباره پیدا شم

تو غباری از مه   که

مثل تو نگفتنی باشم

از این جنگل که افتاده

میون دشتی از دردم

کویر تشنگی هامو

از توی دستات   جدا کردم

مثه نقشه توی تاریخ

که نم نم از خودش کم شد

تو این دنیای پر حرفی

صدای جنگلا کم شد

با این دستای از پشت بسته

مثه خطی روی دیوار

شلیک کن   شاید

سر خم کنم   دیوار!

شلیک کن  من هم

پشت تو دریا رو می ریزم

یه روز از موج تو شاید

با تمام دریا به پا خیزم ...

 

/ 14 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نادر سهرابی

اولاٌ که این جمله ی جناب خاتمی کاملاً دست مالی شده بود کما اینکه این روزها هر آخوند شنگولی اون رو میگه اما بازم هم قبول میکنم این رو که زیاد روی کردم وعذر خواهی امیدوارم کسایی که احیاناٌ این دیالوگ رو دنبال کردن نگن که پای حرفش واینساد یه بی پایه و اساس حرف زده بود.

آتنا علی محمدی

سلام دعوتتون میکنم به آتش یخی! خوشحال میشم نگاهی به شعرم بیندازی منتظرم خدانگهدار

آتنا علی محمدی

سلام دعوتتون میکنم به آتش یخی! خوشحال میشم نگاهی به شعرم بیندازی منتظرم خدانگهدار

زکریا

سلام. آفرین عالی بود. من تا حد زیادی دردهای تو را حس می کنم چون خودم زاده زخمم. راستی بعد از این همه مدت به همدلی هم خوش آمدی.

آتنا علی محمدی

سلام ممنون از حضورت متاسفانه دقیقا یادم نیست که از وبلاگ کدوم شاعر وبلاگ شما رو پیدا کردم. در ضمن من وقتی دعوتتون میکنم انتظار تعریف ندارم فقط میخوام کارام نقد شه... راستش من هنوز در حدی نیستم که در مورد اشعار بقیه حرفی بزنم پس نگذار پای اینکه هیچ نگاهی به شعرت ننداختم بازم پیشم بیاین خدانگهدار

عاشورا

بسم الله الرحمن الرحیم سلام، واقعه ی کربلا گذشت ... دیروز در کربلا یزیدیان سر حسین (ع) را به نیزه کردند و امروز نیز همان یزید منشان تیشه بر اسلام ناب میزند و افسوس که بر این ستمگران خیال نابودی اسلام ناب هنوز پابرجاست ... و امروز عاشورا افتتاح شد . www.ashoora.ir عاشورا فقط از عاشورا نمی گوید ! عاشورا از تفکر ناب عاشورا و عاشوراییان می گوید و می نگارد... از عشق ، ایثار ، سکوت ؛ از نگاه های بی انتها ... و از شهادت ... مفتخریم که در این راه در تمامی حوزه های مرتبط دینی و فرهنگی نیازهای شما را تامین کنیم . خواهشمندیم با عضویت در عاشورا و با بیان نظرات ارزشمندتان ما را در پیشبرد و گسترش فرهنگ عاشورا یاری نمایید . سیستم بی نظیر کاربری اعضا ، بانک جامع مقالات ، بانک کم نظیر و جامع صوتی و مجموعه تصاویر متنوع ، تنها بخشی از خدمات ماست. و در انتها ، خواهشمندیم ما را به لیست دوستانتان اضافه کنید. کربلا ادامه خواهد داشت ... به امید حضورتان پایگاه جامع عاشورا www.ashoora.ir

پژمان الماسی‌نیا

اسب / سفید ِ سفید نبود و لایه‌های حریری رنگ غروب سرخ / نارنجی / زردش می‌کرد.

فرزاد سالک نیا

سلام و عرض ارادت و دلتنگی خیلی وقته تو دنیای مجازی نیومده بودم از محبتتون بی نهایت متشکرم خیلی لذت بردم خصوصا چند خط بالا که خود شعر بود. موفق و سربلند باشی.

حــامد داراب

دقيقا همون چيزي كه گفتم من بزرگ شدم و اولين و ماندگار ترين خاطراتم همونهايي شد كه توش بهم گفته شده بود من احمقم ………………………………… شعر و سينما ، با يادداشتهايي كوتاه به روز است