این روز ها

عشق قسمی تفکر است که در مواجه ایی پر شور و بر مبنای خلا تفاوت جنسی اغاز می شود و در متن وفاداری به پیامدهای ان مواجهه ، به طرزی نامتناهی بسط میابد

                                                                     آلن بدیو

                                                                                              

این روزها فکر میکنم کاش برای یکبار هم که شده انقدر ابله نباشم و دمم را روی کولم بگذارم و فرار کنم همانگونه که تا کنون خرمندان چنین کرده اند : از برابر مسکنت غایی گریخته اندتا باز به همان فلاکت اشنای قدیمی پناه برند ...

...............................................................................................

شاید تمام شده باشد ، هرچه تو فکر می کنی و من به ان نمی اندیشم . حضور ناگهانی ات هر لحظه و من به نقطه ایی می اندیشم که تو باشی، هر جا . گناه از من بوده شاید. شاید تمام شده باشد ، هر چه در تو جریان یافت و به انتهایم ریخت . حرفی نمی زنم ، به تو نمی گویم ، به هیچکس . اما درونم دارد هر لحظه شروعش میکند . به تو گفته بودم ،نه نگفته بودم ،به هیچکس نگفته بودم که شاید دارم دوباره شروع میشوم از همان روزهای سختی که گذشته بود . حرف هایم در گلو مانده و میدانم که خواهد ماند خواهد مرد و نمیدانی این لحظه ها چقدر از خودم بدم می اید ، از خودم و زندگی که تکرار روز های سختش گویی برایم عادت شده . چقدر می خواهم داد بزنم ،عربده بکشم ،بمیرم ،بعد بیایی اینجا روبه رویم بنشینی ،همان اندازه که از همه چیز متنفرم ترا دوست داشته باشم و فراموش کنم که خواب های بد می بینم ، دلم تنگ می شود و چند روز دیگر ،برای همیشه دیگر ترا نخواهم دید . چند روز دیگر هم طاقت بیاور. پریسا پ...ری...سا    .   اردیبهشت ار...دی...بهشت...

...............................................................................................

تا زمانی که نمی دانم صدای اردیبهشت را نخواهید شنید اما با قهوه دوباره بلند شده ایم بعد از تمام دردسر هایش ....

/ 13 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حامد داراب

خدایا،خدایا،من نیاز به یه معجزه دارم،یه این طرفی،یه اون طرفی. وبگاه نمایشعر و سینما تجدید مطلب شد حضورتان را دریغ نفرمایید این شماره با : دونالد بارتلمی دیوید ممت علی حاتمی عبدالکریم سروش ماری و مکس سید مهدی موسوی فاطمه اختصاری کریستوف کیشلوفسکی(آبی) محمد حسینی مقدم مهدی اخوان ثالث حسین منزوی علی خامنه ای رسول یونان هفت دقیقه تا پاییز قطب الدین صادقی الهام میزبان شعر علمی تخیلی و شهرام میرزایی

زکریا

ببخشید کامنت اولی خیلی قاتی پاتی ثبت شد. از هیچ چیزی نمی توان فرار کرد. همه چیز ما را احاطه کرده و ما ناگزیریم زندگی را در تجربه عبور از دشواری ها و تلخکامی های فرساینده اش به پایان برسانیم. تنها از یک چیز باید فرار کرد: از خود مان. ما به صورت وحشتناکی خود مان نیستیم. و این همه چیز و از جمله خود مان را برای مان ترسناک ساخته است. برای این گونه مواقع تنها یک مفر داریم: نوشتن. و اگر مذهبی باشیم نماز و نیایش که بدون تردید بهتر از هرچیزی سرکشی ها و ناآرامی های درونی مان را مهار و تعدیل می کند. بودن با رنج معنی می یابد. گل وجود ما با آب اندوه سرشته شده است. اندوه، بخشی از هستی ماست و بخش عمده و مهم آن نیز هست. اگر ما منهای اندوه باشیم، چیزی فراتر از سنگ نخواهیم بود. پس برای بودن و انسان بودن و سنگ نبودن باید اندوه داشت و عذاب کشید و برای غلبه بر آن باید مبارزه کرد. من تو را درک می کنم. زیرا خود مدت ها پیش از این مرحله عبور کرده ام. نمی دانم این حرف از کیست اما همان حرفی است که من می خواهم در بیان نسبت خودم با تو بگویم: تو قلب بیگانه را می شناسی، زیرا در سرزمین مصر بیگانه بوده ای. سعی کن با خودت کنار

Alireza

درود بر شما تارنگار زیبایی دارید به تارنگار من هم تشریف بیاورید. علیرضا هستم از تهران

محمد تنگسیر

“اهریمن انگاری” زنان و نسبت دادن تمامی بلایای آسمانی و زمینی، از زلزله و سیل گرفته تا جنگ و قحطی، نه تنها موضوع تازه ای نیست بلکه تاریخ درازی هم دارد. در همین سالهای اخیر، بنیادگرایان مذهبی در استان آچه اندونزی، زنان را مسبب “سونامی” دانستند، و واعظان الجرایزی هم هر بار که زلزله ای می آید آن را به رفتارهای نامناسب زنان ربط می دهند. در دنیای مسیحیان و یهودیان و هندوهای بنیادگرا هم اوضاع به همین منوال است. اما این یادداشت کوتاه نه درباره فرهنگ اهریمن انگاری زنان و نه رویکرد بنیادگرایان مذهبی به زن و بدن و ذهن زن است. این یادداشت کوتاه فقط برای تلنگر زدن به خودمان نوشته شده است؛ به مصداق سوزنی که باید به خودمان بزنیم در مقابل جوال دوزی که مثلا به حجت الاسلام صدیقی می زنیم. ارتباطی که امام جمعه تهران بین حجاب و رفتار زنان با زلزله برقرار کرده، با هیچ توجیه منطقی و علمی همخوانی ندارد اما بسیاری سیاستمداران، حتی بسیاری از روشنفکران و به تبع آنان، آدمهای عادی، بارها نسبتهایی به همین اندازه ضد زن، میان حجاب و رفتار زنان با ناهنجاری های عمومی برقرار کرده اند و هیچگاه این چنین از سوی جامعه مورد سرزنش یا تمسخر قرار نگر

حامد داراب

شاعري در شعر دوازده هجايي مشهوري مي گويد : روح وقلبمان را بزرگ كنيم همان طور كه مادر كودكش را بزرگ مي كند ، امروز دارم اين سخنان را به خاطر مي آورم و آرزو مي كنم ... نــمـايـشعر و سينما ، تجديد مطلب شد .

Election Afghanistan

یاراهی خواهم یافت یا راحی خواهم ساخت www.madany-af.com

پسر تنها

ویلاگت عالی هست خیلی محشر هست زیبا مینویسی اگر دوست داشتی به کلبه تنهای من هم سربیزن