صدایِ اردیبهشت

دلا از غصه سیاس/ اخه پس خونه ی خورشید کجاس؟/ قفله وازش می کنیم / قهره نازش می کنیم / می کشیم منتشو/ می خریم همتشو/ به خدا هیچکی به تاریکی شب تن نمیده/ موش کورم که میگن دشمن نوره/ به تیغ تاریکی گردن نمی ده /...

آفريده ها
نویسنده : پریسا سردشتی - ساعت ۳:٥۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٥
 

سپرد داغ تو آخر به دست طوفانم

غروب می کند انگار بی تو دستانم

چه مومنانه برایت به گریه افتادند

ستاره های خدا در قنوت چشمانم

تمام هستی من را گرفت و با خود برد

حدیث رفتن تو ای تمام ایمانم

هنوز بوی تو دارد هر انچه می گویم

در این غروب غم انگیز رو به پایانم

شکسته های غرورم هنوز بر داراند

فقط به جرم همین که من از تو می خوانم

بیا دوباره مرا ای شقایق افشان کن

که زخم خورده ترینم ای شقایقستانم


 
comment نظرات ()