صدایِ اردیبهشت

دلا از غصه سیاس/ اخه پس خونه ی خورشید کجاس؟/ قفله وازش می کنیم / قهره نازش می کنیم / می کشیم منتشو/ می خریم همتشو/ به خدا هیچکی به تاریکی شب تن نمیده/ موش کورم که میگن دشمن نوره/ به تیغ تاریکی گردن نمی ده /...

از عاشورا تا عاشورا
نویسنده : پریسا سردشتی - ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ دی ۱۳۸۸
 

نزدیک بود نه دورهای تاریخ . همین دیروز، صحرا نبود خیابان بود . تشنه اما به دنبال آب نبودند . ظهر نبود اما آفتاب به بالای سرشان نزدیک و نزدیک تر می شد. دهم نبود اما عاشورا می گفتندش . زیر سم اسبان نه چرخ ها در انتظار زیر گرفتنشان بود و مظلوم بودند اما خدا صدایشان را شنید بی آنکه به نماز ایستاده باشند . شب که باز می گشتم اما خیابان بوی خون می داد 

خون آن چیزی است که از عاشورا تا عاشورا همیشه تکرار می شده... 

............................................................................................

ترانه ایی تقدیم به این روزها 

انگار باید از تو جدا می شد

قلب خسته و دل غمگین

بودن تو با من نیست

کوه خسته و دل سنگین

حرف رفتن نیست   باید

من دوباره پیدا شم

تو غباری از مه   که

مثل تو نگفتنی باشم

از این جنگل که افتاده

میون دشتی از دردم

کویر تشنگی هامو

از توی دستات   جدا کردم

مثه نقشه توی تاریخ

که نم نم از خودش کم شد

تو این دنیای پر حرفی

صدای جنگلا کم شد

با این دستای از پشت بسته

مثه خطی روی دیوار

شلیک کن   شاید

سر خم کنم   دیوار!

شلیک کن  من هم

پشت تو دریا رو می ریزم

یه روز از موج تو شاید

با تمام دریا به پا خیزم ...

 


 
comment نظرات ()