صدایِ اردیبهشت

دلا از غصه سیاس/ اخه پس خونه ی خورشید کجاس؟/ قفله وازش می کنیم / قهره نازش می کنیم / می کشیم منتشو/ می خریم همتشو/ به خدا هیچکی به تاریکی شب تن نمیده/ موش کورم که میگن دشمن نوره/ به تیغ تاریکی گردن نمی ده /...

دوباره
نویسنده : پریسا سردشتی - ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ خرداد ۱۳۸٦
 

نوشتن روزهایی که هیچ دردی را از هیچکس دوا نمی کند مگر افزایش ان. اما چه اهمیتی دارد ما برای همین دردها زاییده شده ایم که پرورششان دهیم و بعد از ما زاییده شوند تا ارامشی دوباره از شعر و این سیری دایره وار است از دوباره ها و دوباره ها و دوباره ها. انگار همین دیروز بود که از دردها کناره گرفتم تا درون خودم پنهان شوم با دردی که بی هیچ مرهمی زخمم میزد هر روز و امروز بی توجه به توبه ها به دنبال خودم میگردم درون رویاهای دوباره . دوباره های بی توبه. بی حیا . بی شرم و دستهای اتفاقی من که از زمین چیزی نمی خواست با تمام گناه های نکرده اش

و اینچنین بود که زاده شدم

و تولدی یافتم در دستهای صادقت

و بر گام های عاشقت

                        توکلی

تا گریزگاهی نه

                  که تکیه گاهی یابم...

                                           قسمتی ازشعر محسن محمدی


 
comment نظرات ()